مرتضى راوندى

240

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خودشان خود را اهل حق هم مىخوانند - تصوف بيش از هزار سال است كه در مشرق زمين ، در ممالك اسلامى و بالاخص در ايران رواج زياد داشته است ، و بسيارى از حكما و شعرا و ادباى ايران با اين طريقه آشنايى داشته‌اند و مخصوصا تاريخ ادبى ايران از قرن پنجم ه . ق با تصوّف آميختگى خاصّى پيدا كرده است ، و از آن به بعد كلام خيلى از شعراى ايران ، خواه آنها كه عملا در سلك صوفيّه وارد بوده‌اند و خواه آنها كه اصطلاحات تصوف را در شعر و ادب به كار برده‌اند ، كمابيش رنگى از تصوف داشته است . در باب منشأ تصوّف و منابع آن آراء ، مختلف است و ظاهرا حقيقت اينست كه تصوف در آغاز جنبه اسلامى داشت . و بعدا عناصر خارجى از منابع مختلف وارد آن گرديد ، اگر چه برغم صوفيّه ، تصوف منبعى جز صفاى قلب و كشف و شهود و مواهب الهى نداشته است ، در هرحال ظاهرا تحت تأثير آيات مكّى و سوره‌هايى كه متضمن وعيد ( تهديد ) و انذار ( تنبيه ) و تخويف ( ترسانيدن ) بوده است ، در بين مسلمين فكر خشيت ( ترس ) پديد آمده و آنها را به سمت ترك دنيا و اختيار زهد كشانيده است كه پيغمبر ( ص ) آنان را ، از افراط در اين كار ، ( يعنى انزوا و رهبانيّت ) منع مىفرمود ، و ليكن بعدا مخصوصا ، پس از آنكه غنائم جنگى كه از توسعهء فتوح اسلام در خارج از جزيرة العرب حاصل مىشد به مدينه آمد و در توزيع ثروت و مكنت ، بين اعراب ، اختلاف و تفاوت بوجود آمد ، عده‌يى از زهاد مسلمين توجه به زهد و تقشف ( يعنى به مقدار اندك از خوراك و پوشاك اكتفا كردن ) را به‌عنوان اعتراض بر وضع اجتماعى آن زمان اظهار كردند . در قرون بعد وجود بعضى از آيات و احاديث ( مثلا : بقره 109 ، ق 15 ) نيز مورد استناد صوفيه ، كه مبادى خود را بر تعاليم قرآن و سيرت پيغمبر ( ص ) متكى مىشمردند ، واقع شد و بدين‌گونه در بين ماخذ اصلى تصوف اسلامى ، قرآن و حديث و سيرت پيغمبر ( ص ) را ناديده نمىتوان گرفت . اما منابع خارجى تصوف اسلامى كه تدريجا و در طى قرون ، به سبب ورود اتباع مذاهب و اديان و فرقه‌هاى مختلف اهل كتاب ، و غير اهل كتاب و نفوذ بقايايى ، از عقايد آنها ، در محافل صوفيه وارد و مقبول شده است ، عبارتند از ديانت مسيحى و اعمال رهبانان ، افكار ايرانى و هندى و بودايى و گنوسيان و مانويان و فلسفهء نو افلاطونى - اشتغال دائم به سياحت ، اختيار پشمينه‌پوشى و ترك تاهل ، ظاهرا تا حدى به تقليد از رفتار بعضى از راهبان كه در عراق و شام ، تعداد نسبتا زيادى از آنها در آن ازمنه وجود داشت ، در بين متصوّفه رايج گشته است . زندگى در خانقاه نيز تا اندازه‌اى تقليد از مسيحيان و راهبان مىباشد ، در قرون اول